السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : فاطمه مشايخ )

704

النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين ( بضميمه زندگانى چهارده معصوم " ع " ) ( فارسى )

سرانجام توطئه پشت پرده امويان بدست اصحاب جمل جامه تحقّق پوشيد و آنها در بصره علم مخالفت برافراشتند ، امام ( ع ) براى مقابله با آنها سپاه خود را بسيج كرد و عازم بصره گشت و در آغاز نبرد با خطابه‌اى راهگشا با همه آنان اتمام حجّت نمود ، آنگاه يكى از افراد خود را با قرآن بسوى سپاه جمل فرستاد تا آنها را به حكميّت قرآن فرا خواند ، امّا سپاه بصره او را كشتند ، پس از اين ماجرا امام فرمان نبرد را صادر فرمود ، جنگ تا سه روز ادامه يافت ، ياران امام رشادتها به خرج دادند و سرانجام سردمداران جنگ ، طلحه و زبير به هلاكت رسيدند و شتر حامل عايشه كه پرچم جنگ هم بر فراز هودج او بود ، بر زمين افتاد و آتش جنگ فرو نشست ، آنگاه امام فرمان داد ، فراريان را تعقيب نكنند و مجروحان را نكشند و به خانه‌ها قدم نگذارند و هر كس كه سلاح خود را بر زمين گذارد در امان است ، سپس عايشه را با مركب و توشه كافى به سوى مدينه رهسپار نمود و محمّد بن ابو بكر برادر عايشه را به همراه چهل زن كه لباس مردانه پوشيده بودند براى همراهى عايشه گسيل داشت ، آنگاه ابن عباس را به جانشينى خود در بصره منصوب كرد و با پيروزى كامل به سوى كوفه بازگشت . جنگ صفّين : هنوز مدّتى از جنگ جمل نگذشته بود كه معاويه رهبر مرتدّان جاهلى تمام كينه‌جويان و باز مانده‌هاى دوران گذشته و زر دوستان دنيا طلب را عليه امام بسيج كرد ، معاويه در زمان عمر خليفه دوّم به ولايت شام منصوب شده بود و در طىّ ساليان دراز با ظلم و تعدّى ثروت انبوهى گرد آورده بود و پيرامون خود افرادى را تربيت مىكرد كه دشمن قسم خورده اسلام علوى بودند و اكنون نمىتوانست تحمّل كند كه امام بخواهند ولايت شام را از او باز پس گيرد ، پس او نيز به بهانهء خونخواهى عثمان علم مخالفت با امام را در شام برافراشت ، و امام را مجبور به اقدام مقابله و لشكركشى بسوى شام نمود و دو سپاه در محل صفّين با يك ديگر مواجه شدند ، قبل از جنگ باز هم امام با خطابه‌اى غرّا با آنان اتمام حجّت نمود و آنها را به اطاعت خداوند عزّ و جلّ و راه صلح و صفا فرا خواند ، امّا معاويه اين نصايح را نپذيرفت و بر خونخواهى عثمان پافشارى كرد و او كه يكى از مكّارترين افراد عرب بود با حيله‌اى جنگى تيرى را در كاغذى نهاد و در آن نوشت : معاويه مىخواهد سحرگاهان آب فرات را به سوى شما بگشايد تا همگى غرق شويد ! آنگاه آن تير را بسوى اردوى